شرکت بیوفارماسیوتیک جهانی سانوفی از هوش مصنوعی و هوش مصنوعی ایجنتی برای تسریع فرآیند دستیابی به دستاوردهای جدید در پزشکی استفاده میکند. پل هادسون، مدیرعامل سانوفی، رهبری یک تلاش جامع برای استفاده از هوش مصنوعی به منظور بازتعریف شیوه انجام کسبوکار در این شرکت را بر عهده دارد. او حامی سرسخت این فناوری و پتانسیل عظیم آن است. با همکاری با شرکای خارجی در حوزه هوش مصنوعی، او سانوفی را به سمت تبدیل شدن به پیشرو در صنعت هوش مصنوعی هدایت میکند. در ادامه نسخه ویرایششدهای از گفتگوی او با همکاران ارشد مککینزی، همانت اهلاوات و لارینا یی آمده است.
لارینا یی: پل، از زمانی که شما در سال ۲۰۱۹ مدیرعامل سانوفی شدید، تغییرات زیادی در جهان اتفاق افتاده است. در زمینه فناوری، شاهد تغییرات شگرفی بودیم، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی و هوش مصنوعی ایجنتی. این تغییرات چگونه چشمانداز شما را از آینده در سانوفی تغییر داده است؟
پل هادسون: اولین نقش من در سانوفی در سال ۱۹۹۰ بود، زمانی که تلفن همراه یک دستاورد بزرگ بود. من زمانی که اینترنت رشد کرد در اینجا بودم: در اسلایدهایی که میساختیم، همیشه اسلاید آخر این بود که «ما در حال بررسی ایجاد یک صفحه در وب جهانی هستیم.» بنابراین، وقتی هوش مصنوعی شروع به پیشرفت کرد و متوجه شدیم که این تکنولوژی واقعی است، تصمیم گرفتیم که شرکت ما عقب نماند. ما تصمیم گرفتیم بسیاری از کارها را امتحان کنیم. ممکن بود اشتباه کنیم و این کاملاً پذیرفته بود به شرطی که در حال یادگیری باشیم.
ما تصمیم گرفتیم که تمام زنجیره ارزش شرکت را از ابتدا تا انتها پوشش دهیم. فکر میکنم مزیت رقابتی ما این خواهد بود که همه چیز را به طور کامل انجام میدهیم، از ابتدا تا انتها، در حالی که دیگران فقط آزمایش میکنند، مفاهیم اولیه را آزمایش میکنند، پروژهها را به مدیران داده [CDO] واگذار میکنند، بدون اینکه به ارتباط آن با کسبوکار پی ببرند.
اوایل امسال، من یک چالش برای رهبرانم تعیین کردم: با هوش مصنوعی ایجنتی، عملکرد خود را تا پایان سال مختل کنید. هوش مصنوعی تنها چیزی است که باعث مختل شدن میشود.
لارینا یی: به عنوان مدیرعامل، شما به تمام جزئیات این تحول پرداختهاید. شما به من گفتهاید که این را به تکنولوژیستها واگذار نخواهید کرد.
پل هادسون: مدیرانعامل در نسل من عادت دارند واگذار کنند. ما در این کار استاد هستیم و تیمهایی میسازیم که میتوانیم به آنها واگذار کنیم. اما با تکنولوژیهای نوآورانه جدید، شما به سرعت منسوخ میشوید—حتی اگر یک CDO فوقالعاده داشته باشید، همانطور که من دارم.
اگر واگذار کنید، اینطور پیش میرود: شما در جلسهای خواهید نشست و از یک دستاورد جدید در هوش مصنوعی خواهید شنید که شرکت میتواند از آن استفاده کند. در جلسه بعدی میپرسید، “چه اتفاقی افتاد؟” آنها میگویند، “ما این را به CDO خود واگذار کردیم. خودمان میتوانیم آن را بسازیم. ترجیح میدهیم آن را در محیط محافظتشده خود نگه داریم.” و سپس امیدوارند که شما فراموش کنید که اصلاً چنین سوالی پرسیدهاید. این زبان شرکتی است، به نوعی کوتاهشده برای “ما هیچ ایدهای نداریم. کمی شرمندهایم که هیچ چیزی برای نشان دادن به شما، رئیس، نداریم.”
روش ما در سانوفی یک مزیت رقابتی است. سال گذشته، من نزدیک به یک میلیارد یورو را در زمان واقعی دوباره تخصیص دادم. ما برای یک دوره بودجه منتظر نماندیم؛ ما هوش تجاری در زمان واقعی داشتیم. با استفاده از هوش مصنوعی، ما کمبود کالا را ۸۰ درصد کاهش دادیم که نزدیک به یک میلیارد یورو است، و بهرهوری داراییها را بیش از ده درصد افزایش دادیم.
ما به همه چیز از ابتدا تا انتها نگاه میکنیم. آیا میتوانیم هزینهها را کاهش دهیم؟ آیا میتوانیم در برخی زمینهها مقاومتر شویم؟ آیا میتوانیم یک ایجنت در خط تولید معرفی کنیم تا بهرهوری داراییها را بهبود دهد؟ آیا ایجنت میتواند در طراحی و کشف دارو کمک کند؟ ما در طول این مسیر تصمیمات خوبی گرفتهایم. به عنوان مثال، بیشتر شرکتها هوش مصنوعی را به صورت جزیرهای یا عمودی ساختهاند. تیم رهبری ما چهار سال پیش تصمیم گرفت که آن را به صورت افقی بسازد تا یکی از معدود شرکتهایی باشیم که دادههای افقی داریم و این به ما این امکان را میدهد که به طور کامل در طول زنجیره ارزش حرکت کنیم. در آن زمان ممکن بود فکر کنیم که دیوانهایم، اما این تصمیم درستی بود.
همه اینها فوقالعاده است. این فرصتها را برای سادهسازی بسیاری از امور، حذف بوروکراسی، و بهبود کارایی جریانهای کاری فراهم میکند. برای من عالی است چون میتوانم تمام این منابع را در جای دیگر در کسبوکار تخصیص دهم، عمدتاً برای دستیابی به معجزات برای بیمارانی که نیاز به کمک دارند.
همانت اهلاوات: به یاد دارم که شما گفتهاید که میخواهید سانوفی اولین شرکت بیوفارماسیوتیک باشد که از هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ استفاده میکند. اگر پنج سال به جلو نگاه کنید، این برای بیماران، پزشکان و مراقبین چگونه خواهد بود؟
پل هادسون: ما میدانیم که مدتی طول خواهد کشید تا هوش مصنوعی به طور مستقل دارو طراحی، توسعه و تحویل دهد.
وقتی ما در یک آزمایش بالینی مرحله اول هستیم، هشت تا ده سال با عرضه فاصله داریم و احتمال شکست آن ۹۰ درصد است. در کوتاهمدت، فکر میکنیم که ممکن است بتوانیم از هوش مصنوعی و هوش مصنوعی تولیدی برای کاهش احتمال شکست به ۷۰ درصد استفاده کنیم. شما هنوز دارویی را به جلو میبرید که ممکن است موفق نشود، اما بسیار کارآمدتر هستید. البته میتوانید این بهرهوریهای حاصل را به خط پایانی منتقل کنید. اما ما یک کسبوکار مبتنی بر تحقیق و توسعه هستیم. استفاده از هوش مصنوعی در کشف و توسعه اولیه، شانس موفقیت را به نفع شما میچرخاند. بنابراین، اکنون میتوانید سرمایهای که در معرض ریسک نبوده را به برنامههای بیشتری اختصاص دهید که به دنبال معجزات هستند.
این روند همچنین در آزمایشات مرحله سوم صادق است، جایی که ممکن است ۵۰۰ میلیون دلار هزینه کنید در حالی که شانس شکست چیزی در حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد است. هزینه یک اشتباه بسیار زیاد است. مردم نمیفهمند که شرکتهای داروسازی هر سال چقدر برای دستیابی به دستاوردهای بزرگ هزینه میکنند. افزایش شانس موفقیت ما از ۷۰ به ۸۰ درصد فوقالعاده خواهد بود.
فرصتهای زیادی برای حمایت از بیماران در مسیرشان وجود دارد. البته هدف نهایی، توسعه داروهای انقلابی است. اما ما میتوانیم در کاهش موانع در طول مسیر آنها کمک کنیم. میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که آنها پوشش بیمهای مناسب دارند. میتوانیم حمایت خود را از افرادی که در برنامههای دسترسی به دارو قرار دارند، بهبود دهیم. قوانین سختی برای نحوه ارتباط ما با مصرفکنندگان وجود دارد، اما میتوانیم آن را بهبود بخشیم. به عنوان مثال، همانت، ممکن است شما آن برگه راهنمای کوچک با چاپ ریز را در هر جعبه دارویی بخوانید، اما شما استثنا خواهید بود. ما ترجیح میدهیم از یک کد QR استفاده کنیم تا مردم را به یک ویدیو در یوتیوب، یا به تیکتاک و اینستاگرام هدایت کنیم. ما سعی داریم در جایی که آنها هستند به آنها دسترسی پیدا کنیم.
ادامه مصاحبه در وبسایت مککینزی












