<p style="text-align: justify;"><strong>نتیجهگیری: بهسوی آیندهای با قدرتهای فوقالعاده</strong></p> <p style="text-align: justify;">در سراسر این کتاب، استدلال کردم که هوش مصنوعی میتواند زندگی ما را به طرز شگفتانگیزی بهبود بخشد. این فناوری میتواند دستیارهای شخصی، همکاران حرفهای و معلمان خصوصی شخصیسازیشده را برای همه ما فراهم کند. میتواند ابزاری قدرتمند برای بیان هنری و کشفهای علمی باشد. میتواند منجر به درمانهای جدید و روشهای درمانی اختصاصی شود. میتواند به ما کمک کند طولانیتر، سالمتر و شادتر زندگی کنیم. همچنین میتواند عصر بهرهوری بیسابقهای را آغاز کند و با سیاستهای درست، به برابری بیشتر نیز منجر شود. حتی ممکن است دموکراسی ما را تقویت کرده و در مواجهه با دشوارترین چالشها، مانند تغییرات اقلیمی، یاریرسان باشد.</p> <p style="text-align: justify;">اما هوش مصنوعی تنها در صورتی میتواند این دستاوردها را محقق کند که تصمیمهای آگاهانهای بگیریم که شانس دستیابی به این نتایج مثبت را افزایش داده و از مسیرهایی که هوش مصنوعی ممکن است زندگی ما را بدتر کند یا انسانیت ما را از بین ببرد، اجتناب کنیم. باید در انتخاب طراحی محصول، تصمیمات استقرار، ساختارهای حکمرانی و قوانین خود، بسیار آگاهانهتر از آنچه در مورد فناوریهای قدرتمند اخیر مانند رسانههای اجتماعی و اینترنت بودهایم، عمل کنیم.</p> <p style="text-align: justify;">بسیاری اوقات، توسعه فناوری را بهاشتباه امری جبری میدانیم، انگار که فناوری نیرویی طبیعی و مصون از اقدامات ماست. این نگرش، ما را از نقش فعالی که میتوانیم ایفا کنیم محروم کرده و به سوژههای منفعل تبدیل میکند. این دیدگاه غیرانسانی است، چراکه یکی از ویژگیهای اصلی ما بهعنوان یک گونه، توانایی ما در تغییر دنیا به نفع خودمان است و هوش مصنوعی قابل تغییر است.</p> <p style="text-align: justify;">هوش مصنوعی فناوریای انعطافپذیر است؛ ما هنوز میتوانیم شکل نهایی آن را بسازیم. تصمیمهایی که بهصورت فردی و جمعی در چند سال آینده خواهیم گرفت، سرنوشت هوش مصنوعی و سرنوشت خودمان را تعیین میکند. اگر هیچ کاری نکنیم، بشریت بهسمت لبه پرتگاه پیش میرود؛ این سقوط ممکن است همه ما را نابود نکند، اما به روشهای بیشماری به ما آسیب خواهد زد.</p> <p style="text-align: justify;">ما میتوانیم اکنون اقدام کنیم تا از این پرتگاه دور شویم و بهسمت آیندهای روشنتر که هوش مصنوعی به تحقق آن کمک خواهد کرد، حرکت کنیم. در تلاش برای انجام این کار، بزرگترین مانع ما نه هوش مصنوعی، بلکه خود ما هستیم. باید بر اینرسی و رضایت از وضع موجود غلبه کنیم.</p> <p style="text-align: justify;">با هوش مصنوعی، باید پیشگیرانه عمل کنیم، نه واکنشی. این اصل در مورد نحوه استفاده ما از هوش مصنوعی در زندگی شخصی، کسبوکارها، مدارس و دولتهایمان صادق است. یکی از استدلالهای اصلی این کتاب این است که مقداری خودکارسازی میتواند مفید باشد، اما خودکارسازی بیشازحد معمولاً مشکلساز است. ما باید به دنبال «مقدار مناسب» کمک هوش مصنوعی باشیم؛ بهاندازهای که وظایف شناختی خستهکننده ما را آسان کند و ما را بهرهورتر کند، اما نه آنقدر که تواناییها و مهارتهای شناختی ضروریمان را از دست بدهیم. ما به همکاران هوش مصنوعی نیاز داریم، نه خلبانان خودکار.</p> <p style="text-align: justify;">هوش مصنوعی باید برای تقویت هوش انسانی ما استفاده شود، نه برای ایجاد حماقت طبیعی. در این زمینه بهاندازه کافی مشکل داریم. انتخابهای خاص طراحی محصول برای دستیابی به این تعادل حیاتی خواهند بود؛ آیا یک برنامه خاص هوش مصنوعی، رابط کاربریای دارد که مردم را به تفکر انتقادی درباره خروجیهای هوش مصنوعی و نظارت معنادار تشویق کند، یا آنها را در بیتوجهی غرق میکند؟</p> <p style="text-align: justify;">بسیاری از این انتخابها در دستان شرکتهای فناوری است که این نرمافزار را تولید میکنند و کسبوکارهایی که آن را برای کاربردهای تجاری بهکار میگیرند. اما ما میتوانیم از قدرت خود بهعنوان مصرفکننده و کارمند استفاده کنیم تا این تصمیمات طراحی را به سمت عقلانیت تشویق کنیم. باید از شرکتهای فناوری بخواهیم درسهایی از سالها پژوهش در زمینه تعامل انسان و کامپیوتر و همچنین پروتکلهای مهندسی که در زمینههایی مانند هوانوردی، انرژی و دیگر حوزههای حساس به ایمنی بهخوبی به ما خدمت کردهاند، بهکار گیرند.</p> <p style="text-align: justify;">ما باید توانایی خود برای تفکر مستقل را حفظ کنیم و همچنان خود را مجبور کنیم که به دنیای بیرون برویم و با یکدیگر صحبت کنیم. هوش مصنوعی نباید ما را بهسوی انزوا از دیگران، در زندگی شخصی و در حوزه عمومی، سوق دهد.</p> <p style="text-align: justify;">اگر بخواهیم دو درس کلی از این کتاب بگیریم، یکی این است که باید توانایی تمایز میان تعامل واقعی انسانی و شبیهسازی آن را حفظ کنیم. درس دیگر این است که باید همدلی را در مرکز ارزشها، زندگیها و نهادهای خود قرار دهیم. همدلی چیزی است که هیچ هوش مصنوعی هرگز نخواهد داشت و این کلید حفظ برتری انسانی ما در دنیایی با ماشینهای هر روز توانمندتر است.</p> <p style="text-align: justify;">در فصلهای قبلی، گامهای سیاسیای را که میتواند به ما کمک کند فرصتهای هوش مصنوعی را بهدست آوریم و خطرات بیشمار آن را دور بزنیم، تشریح کردم. بسیاری از این گامها آسان نیستند. آنها به اراده سیاسی نیاز دارند، شاید فراتر از چیزی که جامعه کنونی ما بتواند فراهم کند. اما این بدان معنا نیست که نمیتوانیم تلاش کنیم.</p> <p style="text-align: justify;">اگر این واقعاً آخرین اختراع بشریت باشد، بهتر است آن را بهدرستی انجام دهیم.</p> <p style="text-align: justify;"></p> <p style="text-align: justify;"><strong>درباره نویسنده</strong></p> <p style="text-align: justify;">جرمی کان، روزنامهنگار مجله Fortune، در زمینه هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور فعالیت میکند. او مدیریت تیم خبرنگارانی را بر عهده دارد که در این نشریه به موضوع هوش مصنوعی میپردازند و نویسنده خبرنامه هفتگی Eye on AI است. همچنین، او یکی از رؤسای همایشهای فناوری Brainstorm AI است که توسط Fortune برگزار میشود.</p> <p style="text-align: justify;">پیش از این، کان در بلومبرگ درباره فناوری، از جمله هوش مصنوعی، مطلب مینوشت. مقالات او در نشریاتی همچون The New York Times، Newsweek، The Atlantic، Smithsonian Magazine، The Boston Globe، The New Republic و Slate منتشر شده است. او بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ در هند زندگی و گزارش تهیه کرده و از کشورهایی مانند نپال، سریلانکا، ساحل عاج، عراق، ونزوئلا و بیشتر کشورهای اروپای غربی نیز گزارش داده است.</p> <p style="text-align: justify;">کان پیشتر سردبیر اجرایی مجله The New Republic بود. او مدرکهای خود را از دانشگاه پنسیلوانیا و مدرسه اقتصاد لندن دریافت کرده است. او که اصالتاً اهل کلیولند، اوهایو است، اکنون به همراه خانوادهاش در آکسفورد، انگلستان زندگی میکند.</p>