زمانی که عادت‌ها و به ویژه آنهایی که تمایلی به وجودشان نداریم، تقویت میشن؛ تا آخر عمرمون باهامون میمونن. شاید رها شدن از عادت‌های منفی از قبیل: خوردن تنقلات زیان‌آور، اختصاص دادن وقت خیلی زیاد به تماشای برنامه‌های تلویزیونی، به تاخیر انداختن کارها و سیگار کشیدن دور از ذهن باشه؛ ولی اصلا اینطور نیست. سخت پنداشتن اصلاح عادت‌ها 2 دلیل داره:
1- انتخاب نادرست چیزی که باید اصلاح بشه
2- انتخاب روش اشتباه برای اصلاح عادت

3 مرحله اصلاح عادت های تکرار شونده

1 – اصلاح نتایج: این لایه، تغییر نتایج رفتارهای ماست. تغییر نتیجه رفتارهایی مثل: کم کردن وزن، خواندن کتاب، پیروزی در رقابتی خاص و… اصولا بیشتر اهدافی که ما برای خود مشخص می‌کنیم، تو این لایه هستن.

2 – اصلاح روند: تو این سطح، اصلاح عادت و روند مرتبط با اون رو در بر می‌گیره؛ مثلا: کاری جدید در باشگاه، مرتب کردن میز کار با هدف بالا بردن راندمان کاری، مدیتیشن و… عادت‌ها و رفتارهای تکرار شونده‌ای که ما در خودمون ایجاد می‌کنیم، با این لایه در ارتباط هستش.

3 – اصلاح هویت: این لایه عمیقترین لایه هستش و با اصلاح باورهای ذهنی ارتباط داره، مثلا: تصورات، اعتقادات، قضاوت ما در مورد خودمون یا دیگران، جهان‌بینی و… راستی، خود روند با عملکرد ما در ارتباطه و هویت با باورمون

نکته: خیلیا هنگام شروع روند بهبود رفتارهای خود، کوچکترین توجهی به تغییر ماهیتشون ندارن، مثلا فقط میخوان وزن خودشون رو کم کنن که این همون نتیجه هستش و معتقدن اگر رژیم سختی رو شروع کنن، به چیزی که میخوان میرسن که این همون رونده، اونا هدف و روش هایی رو برای دست یافتن بهش تعیین میکنن ولی باورهایی رو مد نظر قرار نمیدن که باید نقش راهنما رو براشون ایفا کنه و اصلا به این‌ مسئله توجه ندارن که ماهیت قبلیشان، میتونه به تمام تلاش هایشان آسیب بزنه.
وقتی عادتی به قسمتی از ماهیت شما تبدیل میشه، در حقیقت مرحله آخر انگیزه درونی رخ میده تفاوت بین کسانی که مایلند شخصیت خاصی داشته باشند با آنهایی که شخصیت خاصی دارن خیلی چشمگیره. افزایش انگیزه رابطه مستقیمی با افتخار کردن به ماهیت و نگهداشتن عادت مربوط به اون داره. مثلا: وقتی چهارشونگی مایه افتخار شماست، تمرین های روزانه مربوط به این قسمت از بدن رو فراموش نمی‌کنین.
میشه گفت اصلاح رفتار به منزله ایجاد تغییر در ماهیت انسان است. ممکنه عامل تحریک کننده یک عادت، یه انگیزه باشه، اما باید توجه داشت آنچه نهادینه‌اش میکنه تبدیل کردن اون به بخشی از ماهیت شماست. لپ کلمه میشه: هر رفتاری تا وقتی به بخش جدانشدنی شما تبدیل نشده، پایدار نیست.

روش ساده برای اصلاح هویت

هیچ باوری پیش از تولد به ما تحمیل نمیشه و تو ذهنمون خونه نمیسازه؛ همه ما عادت‌هایی داریم که به تدریج و بعد از آزمون های مختلف توی ذهنمون تثبیت میشه. به زبان ساده عادت‌های ما آیینه تمام نمای هویت ما هستن.
تداوم و تکرار هر چه بیشتر یک عادت موجب تقویت بیشتر هویت مربوط به اون میشه. ریشه کلمه هویت از کلمه‌های انگلیسی اسنتیتاس و آیدنتیدم، میباشد. که اولی به معنی بودن و دومی به به معنی پی در پی هستش. که میشه 《بودن دائمی》و هر هویتی که شما در حال حاضر صاحب اون هستین، بر اثر تکرار حاصل شده و شواهدی دارین که اونو تایید کنه.
برای جمع‌بندی میشه گفت: پافشاری بر هر باوری، باعث پایبندی سفت و سخت‌تر به اون میشه